تبليغاتX
فلفل هوشان
نودی بر سمپاد( هر پنجشنبه به روز می شود)

                          ((شهید بهشتی تیزهوشان))

اندر ساليان متمادي گذشته در باکري  دشتي نهفته شد که از لطف خداوندگار و عنايت باران، آن دشت عظيم و عظيم تر گشته و آبادي را به وجود آورد که  مردمان ايراهستان خواندند. زمان گذشت و گذشت و آن آبادي ، بزرگ و بزرگ تر نمود تا اينکه دست روزگار سر پنجه مردمان آن را مورد عنايت قرار داده و آنجا شهرستان شد.

تا اينکه عبدالعزيز نامي از ميان گشنگان بر آمده ، برخاست و چراغي در ذهن برافروخت و تا آنجا که مردمان افروخته فکر ناميدند، او که به علم روزگار به اندازه وجودش آگاهيت نداشت پس از خسته شدن از زندگي يک جا نشيني در صدد بر آمد که تکاني هم به خود و هم به آن آبادي که مردمان مي گفتند شهرستان شده  بدهد . تا اينکه فردي  با اباي شکلاتي بر قدرت نشست و اندر آن دوران همه شادي بودند و سرور...

عبدالعزيز که به افتخار پدرانش قنادي خوانده شده بود از شادي بر آمد و در تار و پود ذهنش جرقه ها اندوخت، اين جرقه شيئي نبود جز تاسيس دارالفنوني از مستعدين اسب نما در ميان همان مردمان دور از فرهنگ مانده که بعد ها به اختصارالحروف آن را سمپاد و سمپاد‌ة خواندند.

مردمان مذکر آن زمان به سمپاد روانه گرديده مي شدند و زنان به سمپادة خوانده مي گشتند.

در اين حين دولت نيز از اين افروخته شمعان خالي نماند و به نابودي کشيده شد و گويند ۷۲ تن جان دادند.

اين حادثه و دو عزيز را به آن داشت تا تحولي ديگر به سمپاد و هم وتاپيش را از سمپاد به شهيد بهشتي تغيير داد. سمپادة نيز از اين مورد تحول خالي نماند و مردمان آن را فرزانة المکان ناميدند... تا دوراني شگفت زده از انسانيت پديد آمد و افکار به تباهي کشيده شد و انتظار موعود کم گشت و آن ابا شکلاتي هم رفت...

عزيز نيز از آن جهان بر آمده مي خواست بماند و عمر سلطنت کفافش نداد و بردندش.

از جمله آثار عبدالعزيزالدين قنادي بن محمد، تاسيس دارالمجانين بود که بعد ها نمايشگاه خواندند و نام ابديش را جوانه هاي انتظار ناميدند که بر سرلوحه گور بشر چسبانيده شد که بعد ها مي گوييم.

عرض مي نمودندم پس از درگذشت عزيز(منظور گذشتن از درب)، بحراني پديد آمد که بشر انتظارش را نداشت... که پس از انتظار فراوان مردي يافتند، شايسته نظارت اما نه مديريت...

نظارت بر حکمراني جواني رياضي دان که نصيرالدين حق مي گفتندش، کاري بس شگرف از اين پير بخشنامه دان بود که شايسته تقدير استندي.

أحسن الشيوخ ...

در اين زمان نمايشگاهي به آن عظمت که بيش از ۱/۰ قرن سابقه داشت به اوج غفلت رسيد...

مديريت صحيح ، کيفيت مطلوب و ديگر حسن هاي يک نمايشگاه خوب از جمله نيکي هايي   است-؟- که ما فلفلي ها با تمام ادّعاهايمان زحمت کشيديم و به اين دارالمجانين نسبت داديم ؛ زيرا اين نمايشگاه ازتمامي احسان ها تهي بود.

                                                                  

                                                  کميته کريمان کارواش کاظم


                         ((فرزانگان و رنگین کمان تلاش))

از کجا بگيم؟

 از همون جايي که سحر صادق نژاد شروع کرد؟

 از اونجايي که اداره بهشون گفت حق نداريد پسرا رو جا بديد؟

 از اونجايي که توي تمام شهر آبرومونو بردن؟

 از اونجايي که هر بار بهمون گفتن : مگه شما به خاطر پسرا نمايشگاه زديد؟

 يا از اونجايي که....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با همه ي اين حرف ها و احاديث ما بهترين نمايشگاه رو از ديد عموم برگزاز کرديم. حرف ها و نظرات نماينده ي سمپاد هيچ وقت فراموش نمي شه. اون روز که آقاي شيخي و آقاي قنّادي به بچّه ها گفتن نسبت به سالهاي قبل پيشرفتتون شايانه و جالب اينجاست که آقاي شيخي گفتن نمايشگاه امسال ما از اون مرکز خيلي بهتره. امّا کاش همين افراد تشريف آورده بودند و رفتار کادر دفتري و مسئولين محترم رو با مسئولين نمايشگاه مي ديدند.

کاش همين افراد مي ديدند که بچه هاي ما با بودجه اي به نسبت 1 به بيست ( به نفع اونا) با بچّه هاي اون مرکز در رقابت بودند. کاش و چندين کاش از اين قبيل... از قبيل اون شب که قرار بود بهترين چيز ها رو براي شبي با ستارگان ترتيب بديم. اما زهي خيال باطل! يا اون شب که واسه اختتاميه گفتن فقط خانواده هايي که کارت دارند تشريف داشته باشند.(خانواده شامل برادر يا پدر نمي شه.) اون روز فراموش نمي شه که مديريت محترم مدرسه گفتند : ديوار سالن اصلا نبايد خراب بشه.(البته ما بيدي نبوديم که با اين بادها بلرزيم.)

همه اين قضيه رو درک کرند که هدف تک تک مسئولين پشيمون کردن ما از برگزاري نمايشگاه بود. هيچ کس نمي تونه انکار کنه. از کولاک کدوم غرفه بگيم؟ از تاريخ بگيم ؟ که سکه هاشونو از تهران آورده بودند؟ يا از زيست؟ که هزار تا مصيبت کشيدند تا اون اسکلت رو به نمايش بگذارند؟ از شيمي؟ که هفتصد بار ديوار بين غرفه شون افتاد؟ از ورزش؟ که تنها ميزي هم که داشتند شکست؟ از فيزيک؟

که هر روز مجبور بودند ميزشون رو تميز کنند( از تخم مرغ؟) يا از.... بي خيال شيد. اون طوري مجبوريم طومار رديف کنيم. بذاريد از گرد همايي تازه ها براتون بگيم. که به محض نشستن توي حياط هوا طوفاني شد. و بعدش هم رحمت الهي شروع به باريدن کرد. که همون جا برنامه به شب بعد موکول شد.

و فردا شبش که اول نمايشگاه بود. بعد هم توي سالن گرد همايي تازه ها و بعد از اون مراسم اختتاميه که اجراي زنده ي آقاي جهان پناه مراسم رو تقريبا زنده کرد. بعد هم طنزي که سحر صادق نژاد خوند و تقريبا همه ي مسائل رو گفت و اهداي جوايز . ناگفته نماند که بر سر اعلام برترين غرفه دعوا شد. که در نهايت تاريخ و زبان با اين عنوان اعلام شدند و يک ADSL رو به خودشون اختصاص دادند. غرفه ي رياضي : منسجم ترين غرفه . ۵۰ ساعت اينترنت. غرفه ي روان شناسي: با اخلاق ترين غرفه: ۷۰ ساعت اينترنت. غرفه ي زيست:منضبط ترين غرفه۱۰۰ ساعت اينترنت.

از گردهمايي تازه ها هم ارائه ي مهشيد سعيدي به عنوان برترين ارائه اعلام شد که هديه ياون هم يک ADSL بود.

نمايشگاه خيلي خوبي بود.

 


 عرض سلام و وقت بخير داريم خدمت بازديدکنندگان خصوصا اون هايي که ما رو تا به امروز همراهي کردند.

شايد غافل گير کننده باشه امّا لازم هست بدونيد اين آخرين پست ماست.بالاخره هر چيزي بايد يه روز تموم بشه و چه بهتر که هم زمان با پايان سال اين وب هم به پايان کار خودش برسه.

در اين مدت ۸ ماه که در خدمت شما عزيزان بوديم زحمت زيادي کشيديم و تا اونجا که توان داشتيم عمل کرديم ؛ اگر نقص و بدي در کار ما بوده اميدوارم عذر ما رو بپذيريد.

در اين مدت ۵۴ پست و به طور اتفاقي ۱۱۸۶ نظر داشتيم که خوب ميشد اگه اين پست آخر ۲۰۰ نظر ميگرفت تا...

متن مربوط به مدرسه شهيد بهشتي تيزهوشان هم از آقاي معين ناصريان هست که ما از طريق پست الکترونيکي از ايشون تقاضا کرديم که با قلم تواناشون وب رو از حال و هواي تکرار در بيارن و به مناسبت جديد شدن سال به اون تحول ببخشن. از ايشون بسيار متشکريم که باتوجه به شرايطي که داشتن روي ما رو زمين ننداختن...

جا داره از سه دانش آموز سمپادي هم تقدير کنيم که آبروي دو مرکز رو با قبول شدن در المپياد هاي کشوري  خريدن.

۱- محمد صادقي دانش آموز سال سوم شهيد بهشتي در المپياد رياضي

۲-سحر افروز     دانش آموز سال سوم فرزانگان در المپياد فيزيک

۳-ميترا بدر       دانش آموز سال اول   فرزانگان در المپياد نجوم

اميدواريم که هر سه در مرحله بعد موفق باشن

دوست دارم یه جایی از ما نه، بلکه از کار ما تقدیر بشه...

همين الان که سال تحويل شد براي همه شما سمپادي هاي عزيز آروزوي موفقيت و کاميابي دارم

برای همیشه خدا نگهدار... 

 

 

                    ((عيد شما مبارک))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 3:37  توسط باند فلفلی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عرض سلام خدمت بازدید کنندگان محترم و سپاس گزاری از تشریف فرمایی شما عزیزان به این وب. این وبلاگ بر پایه ی اهداف خاصی بنا شده که هدف اصلی ما خدمت به مراکز تیزهوشان شهرستان لار از طریق بیان عیوب و نقوص و نقد فعالیت های این مراکزو دانش آموزان آن می باشد.امیدواریم که مسئولان محترم این مراکزو دانش آموزان مستعد آنها با روحیه ی انتقاد پذیری فراوانشان عذر ما را بپذیرند.
قابل توجه شما عزیزان این وبلاگ هر پنجشنبه به روز می شود.
" با تشکر "

پیوندهای روزانه
انجمن نجوم سمپاد زاهدان
شبنم و شبچراغ
سمپاد((مقالات آموزشی))
سمپاد زنجان
ما استثناییهای سمپاد!
مدرسه راهنمایی فرزانگان تهران
سمپاد بوشهر
وبلاگ گروهی سمپادی ها
همدان سمپاد
خبر های داغ فرزانگان،صالحین،بهشتی!!!
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
شوراي فرزانگان لار
صدای سکوت
رهگذر غریب
همیشه بهار
جایی برای ناگفته ها
بی نام
رایحه ریحان
تبسم باران
دیکته
ناقوس عشق
حقیقت گمشده
الهه ی باران
من و تو
رنگین کمان تلاش
تو را من چشم در راهم(یلدا)
قاصدک هان چه خبر آوردی؟
همه چیز !
هديه الهي(سينا)
سایه روشن..(فلفلی ها)
دریچه ای به سوی زیبایی ها(آقای حقیقت لاری)
چرتکه (مفاهیم ریاضی)
شل سیلورستاین(Ahmas)
دبيرستان فرزانگان شاهرود
سايت آقاي محمد جاويد
تو اين مدرسه
تالار زیست شناسی لارستان
مطالب زيباي رياضي و فيزيك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Ki